اینترنت ملی یا هراس از خیزش های احتمالی؟!


اینترنت ملی یا هراس از خیزش های احتمالی؟! 
سانسورچیان و مأموران وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران، این روزها از "راه اندازی اینترنت ملی" در رسانه های داخل کشور صحبت می کنند. ادبیات و زبان مقامات حاکم بر همگان آشکار است. این بار تقویت سامانه سانسور در ایران قرار است با عنوان "راه اندازی اینترنت ملی" وارد میدان شود. به روشنی پیداست که این طرح  نیز ترفندی دیگر در راستای سایر اعمال پیشگیرانه ای است که مقامات امنیتی  برای مقابله با خیزشهای احتمالی در داخل کشور طراحی نموده اند. معنای آن این است که تمامی وبلاگرها و کاربران اینترنتی از این پس باید منتظر اقدامات بیشتری به منظور اعمال محدودیتها باشند!
در طی یکی دو سال اخیر در بسیاری از کشورها که خیزش و حرکتهای آزادی خواهانه رو به گسترش بوده است و هر کجا دیکتاتوران حاکم با خطر تنش، دعوت به تظاهرات، اعتصاب و یا اعتراضات مردمی روبرو بوده ا ند و یا خود را در خطر فروپاشی دیده اند، بی درنگ دست به اقدامات سرکوبگرانه متعددی زده و سرکوب و کنترل رسانه های آنلاین را نه تنها از خاطر نبرده بلکه آن را بیش از پیش تشدید نموده اند. جرائم نقدی، مجازات زندان و اعدام  شهروندان وب‌نگار و به موازات آن کند ی سرعت و یا ایجاد اختلال در خطوط اینترنتی و یا قطع کامل شبکه اینترنت و تلفن همراه از نمونه های بارز آن است.
ماموران سرکوب رژیم در مواردی امر سانسور و نظارت بر اینترنت را به عهده شرکت های خصوصی واگذار نموده اند. در همین راستا طی آخرین اقدام، ارائه دهندگان خدمات اینترنتی و کافی نت ها را وادار ساخته اند تا کاربران خود را  از طریق ثبت مشخصات و گرفتن کارت ملی کاملأ شناسایی نموده و سپس به آنان خدمات اینترنتی ارائه دهند. به این طریق قابلیت ردیابی کاربران دوچندان خواهد شد!
اینترنت قادر به برقراری تعامل دیداری، شنیداری، گفتاری و نوشتاری میان افراد بدون محدودیت فیزیکی، مکانی و زمانی است. انتشار سریع و همزمان اطلاعات به صورت افقی در بین تمامی کاربران خود در سراسر دنیا از قابلیت های دیگر رسانه های اینترنتی می باشد. امروزه میلیونها شهروند عادی و کاربران خانگی در سراسر جهان به ناشران و توزیع کنندگان مطالب و خبررسانی تبدیل شده اند. نشریات متعدد آنلاین و محصولات ویدیویی به سهولت در اختیار همگان قرار می گیرد. امکان بررسی موضوعات حساس و امکان ابراز نظر آزادانه در مورد موضوعات سیاسی، اجتماعی، و غیره در دنیای آنلاین به راحتی قابل دسترس است.
با آگاهی حاکمان خودکامه از قدرت اینترنت و توانمندی این رسانه آنلاین در مقایسه با رسانه های سنتی، بدیهی است که شاهد افزایش تهدیدها با شیوه های متنوع در برابر آزادی اینترنتی باشیم. بنابر آمار کارشناسان کشور، ایران با ٧٧ میلیون جمعیت از ٢٨ میلیون کاربر اینترنتی برخوردار است. در حالی که بر اساس گزارش "سازمان گزارشگران بدون مرز"، ایران در کنار کشورهایی چون عربستان سعودی، برمه، چین، کره شمالی، کوبا، سوریه، ازبکستان، تونس، ترکمنستان و ویتنام در لیست "دشمنان اینترنت" قرار دارد. تعدادی از دولت های سرکوبگر (نظیر دولت کوبا) پا را فراتر گذاشته و از ابتدا دسترسی به اینترنت را به بخش کوچکی از جامعه محدود نموده اند. باید یادآوری نمود که در کشورهایی با آزادی بیشتر مانند انگلیس، برزیل و ترکیه نیز به دلیل آزار و اذیت های قانونی، شیوه های فیلتر پیچیده و نظارت گسترده، آزادی این رسانه به صورت فزاینده ای در حال کاهش است.
نگاهی اجمالی به وضعیت اینترنت در ایران می اندازیم. سرعت اتصال اینترنت پر سرعت در ایران بنا بر تصمیم دولتی وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات برای استفاده خانگی حداکثر با پهنای باند ١٢٨ کیلو بایت تعیین شده است. ولی سرعت اصلی در ایران ٥٦ کیلو بایت است. سرعت های ٢٥٦ و ٥١٢ نیازمند اخذ مجوز از نهادهای حکومتی و ارائه معرفی نامه رسمی است. این اینترنت کم سرعت، امکان بارگذاری عکس، فیلم و همچنین امکان استفاده از فیلترشکن‌ها را با مشکلات بیشتری مواجه می‌کند.
در دولت احمدی نژاد سانسور سایت‌های سیاسی و مدافع حقوق بشر بیش از گذشته تشدید می گردد. از آن جایی که همواره سپاه پاسداران به عنوان اهرم قدرتی بالقوه برای احمدی نژاد برای مقابله با کشاکش های آتی در مقابل باند رهبری خامنه ای از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده است، شرکت مخابرات ایران در سال١٣٨٨ به پیشنهاد وی به مالکیت سپاه پاسداران در می آید. در همان سال قانون جرائم رایانه‌ای از سوی مجلس شورای اسلامی به تصویب می رسد. در این قانون حتی انتشار "فيلترشكن ها و آموزش روشهاي عبور از سامانه هاي فيلترينگ " به عنوان " مصادیق مجرمانه " تعریف می شود و برای هر یک از این به اصطلاح جرائم مجازات چندین سال زندان و در مواردی حتی اعدام نیز در نظر گرفته شده است. در سال ١٣٨٩ با تشکیل پلیس سایبری توسط مقامات رسمی، ماموریت کنترل اینترنتی سیستماتیک تر آغاز می شود. این ارگان‌ مسئول سرکوب و کنترل تمامی شبکه‌های آنلاینی است که از سوی مقامات " براندازان اینترنتی" نامیده می‌شوند.
به محض وقوع رویداهای تونس و مصر سایت‌های آژانس خبری رویترز، سایت یاهو و گوگل فیلتر می شوند. با افزایش جنگ بین جناحهای قدرت، دامنه سانسور به سایت‌های محافظه‌کاران و آیت‌الله های پر نفوذ (یوسف صانعی، اسدالله بیات زنجانی و علی محمد دستغیب) می رسد. هکرهای بین‌المللی از سوی رژیم جمهوری اسلامی را برای ارتش سایبری استخدام می شوند و به دنبال آن سایت رادیو زمانه و توئیتر مورد حمله سایبری قرار می گیرد. جی میل دچار اختلال می گردد. فیس‌بوک و توئیتر توسط رژیم به عنوان " دشمنان پنهان مردم"، "شبکه جاسوسی غربی ها" معرفی می شود. رژیم ایران همچنان در کنار فعالیتهای ضد رسانه‌ای با بهانه " در خدمت منافع خارجیان بودن" یا " دفاع از ارزشهای اسلامی" سعی بر عوام فریبی مردم و هواداران خود دارد.
بعد از وضع قوانین مجازات برای مقابله با کاربران اینترنتی، بعد از محکومیت زندان و اعدام  تعدادی از هموطنانمان به جرم فعالیتهای اینترنتی علیه نظام به منظور عبرت گیری سایرین، در حال حاضر سانسورچیان با بررسی و تعقیب نزدیک رویدادهای داخل و خارج کشور، فعالانه مشغول به روز کردن خط سانسور خود هستند. مسئولان سپاه به مدد تکنولوژی خریداری شده با بودجه های بی حساب از خزانه مردم ایران از شرکتهای سودجو که صرفأ در جهت منافع اقتصادی خود گام بر می دارند، از روشهای پیچیده تری برای شناسایی و سرکوب فعالان آنلاین استفاده می کنند. هدایت لینک‌های داده شده از سایت‌های خبری به صفحات سامانه‌های رسمی، ایجاد VPN و فیلترشکن‌های جعلی ( که توانست تعدادی از کاربران را به دام اندازد)، پخش ویروس و بکارگیری مفسرین مخفی و حقوق بگیر طرفدار دولت برای نفوذ در گفتگوهای آنلاین استفاده می کنند از دیگر شیوه‌های سیستماتیک سانسور توسط مقامات امنیتی جمهوری اسلامی است.
علی رغم طیف فزاینده تهدیدها و کنترل ها، کاربران اینترنتی دست به ابتکار عمل می زنند و خواهند زد. دانلود مطالب از محل هایی که دسترسی به اینترنت پر سرعت وجود دارد، از طریق دستگاه های یو اس بی  و پخش به صورت آفلاین در بین یکدیگر، استفاده از دی وی دی های زیرزمینی، راههایی از این دست می باشد.
ن- واقعی

تمسخر سرنوشت کشور توسط خوش نشینان "خانه ولایت"





بعد از بالا گرفتن اختلافات بین مجلس و احمدی نژاد در مورد سعید مرتضوی جلاد بر سر واگذاری ریاست تامین اجتماعی، یکی از نمایندگان مجلس فرمایشی چنین گفته است:"... شایسته نیست به سرنوشت کشوری که از سوی رئیس جمهوری به تمسخر گرفته شده بی‌تفاوت باشیم! "

این سخنان در حالی ابراز می شود که نه تنها ناکارآمدی دولت بلکه این مجلس و اساسأ کل نظام جمهوری اسلامی سالهاست که بر مردم ما نمایان شده است. اما این آقایان امروز تنها و تنها بنا به مصلحت رهبری، نمایش دفاع از حقوق مردم و کشور را راه انداخته اند. حال آن که حتی این اعتراض خود به سخره گرفتن خرد و آگاهی مردم ایران است نه دفاع از حقوق آنان و نه دلسوزی برای این آب و خاک!
باید از این به اصطلاح نمایندگان سوال نمود که آیا تاکنون در کارنامه چندین ساله شما، نشانی از دفاع از حقوق مردم خود وجود دارد که حالا فریاد وانفسا شما بلند شده است؟! آیا در اعتراض به انتخاب سعید مرتضوی به دنبال حفظ منافع مردم خود هستید یا از کرسی های مجلس تریبونی ساخته اید برای جنگ زرگری بین رهبری و باند احمدی نژاد؟!
 
شما آقایان به چه اعتراض دارید؟ مگر محمود احمدی نژاد همان رئیس جمهور برگزیده رهبری نیست که بر سر قدرت و حفظ منافع حکومتی خود در انتخابات ننگین و خونین گذشته، خون هزاران جوان و پیر، مرد و زن، دانشجو و کسبه را آن چنان وحشیانه در برابر چشم جهانیان بر سنگفرش خیابانها ریختید؟! احمدی نژاد و سعید مرتضوی ها که دست پرورده همین نظام و رهبری هستند؟!
 
شما نمایندگان رژیم وقتی اینگونه مزورانه اختلافات جناحی خود را به حساب نگرانی از آینده و سرنوشت این مملکت جا می زنید خرد مردم ایران را به هیچ انگاشته و در نزد خود آن را به سخره گرفته اید؟! در حالی که با دیدن و شنیدن این خیمه بازی مجلسیان، مردم از خود خواهند پرسید که مگر این احمدی نژاد و کابینه اش از همین مجلس رای اعتماد نگرفته است؟؟
 
بطور قطع تاکنون نمایندگان مجلس ارتجاع به عنوان حافظین اجرایی نظام سرمایه داری آخوندی، از میزان بی آبرویی خود در نزد مردم ستمدیده ایران در انتخابات مجلسی خود خبردار شده اند. پس با چه رویی دوباره از نگرانی از سرنوشت و تمسخر مردم سخن به میان می آورند؟! آیا این بیم و هراس آنان از ریزش هواداران حکومتی خود در لایه های پایینی سپاه و سایر نیروهای حامی نظام نشأت نمی گیرد؟!
هم اکنون پس از سه دهه حکومت جمهوری اسلامی، فشارهای اقتصادی و اجتماعی در تمامی ابعاد خود بر زندگی مردم سایه افکنده است. فقر و فلاکت روزافزون بر اقشار زحمتکش جامعه تحمیل گشته و مجلس ارتجاع نه تنها کوچکترین اقدام موثری برای به اصطلاح استیضاح مسئولان انجام نداده بلکه وقت و زمان خود را به تصویب لوایحی چون چند همسری اختصاص داده است.
 
اگر این خوش نشینان به اصطلاح "خانه ملت" یا بهتر است بگوییم "خانه ولایت" از جرعه خرد و انصافی برخوردار بودند، با نظری هر چند گذرا به اوضاع آشفته مملکت ازآنچه که در پرتو سیاستهای غلط و خائنانه این رژیم بر مردم ما رفته و همچنان می رود، باید عرق شرم بر پیشانی اشان می نشست!
 
آقای نماینده اگر سرکوب و کشتار بهترین فرزندان کشور، فرار مغزها، سوء مدیریت و بی مبالاتی وزیران، مدیران و تمامی مسئولان در رده های قانونگذاری و اجراییه کشور تمسخر و خیانت به سرنوشت کشور نیست پس چیست؟!
اگر بر امور مالی کشور مدیریت صحیح اعمال می شود، لو رفتن اطلاعات سیستم بانکی، شماره حسابهای مردم و هک سه میلیون کارت بانکی بیانگر چیست؟
اگر مدیریتی صحیح در بخش کشاورزی و عمران اعمال می شود، شکستن سد شهربابک در استان کویری کرمان که سه میلیارد ریال خسارت را به دنبال داشت به چه معناست؟ در بخش صنعت نیز آمار مربوط به کشته شدن ۱۰۴ نفر به دلیل آتش سوزی های مکرر خودرو ۴۰۵ را چه کسی از یاد برده است؟ آیا کشته شدن۱۷۲۰ نفر از سال ۱۳۵۹ تا ۱۳۸۸ بر اثر سانحه‌های هوایی در ایران بیانگر سو مدیریت، برنامه ریزی نادرست و ضعف در شبکه های ایمنی در صنعت هوایی ایران نیست؟! 
شبکه‌حمل و نقلی با تلفات سالانه
۲۵ هزار نفر در اثر حوادث رانندگی فاجعه محسوب نمی شود پس چه نام دارد؟!
اگر سرنوشت محیط زیست به تمسخر گرفته نشده، خشک شدن دریاچه ارومیه، زاینده رود، نابودی جنگلها و مراتع به بهانه های اتوبان سازی به چه معناست؟
افزایش آلودگی هوای تهران و کشته شدن بین
۴ تا ۵ هزار نفر در شهر تهران بر اثر آلودگی‌های هوا و به دنبال آن افزایش خطر ابتلا به سرطان به دلیل توزیع بنزین غیر استاندارد توسط وزارت نفت و خطر آلودگی ناشی از پسماندهای صنعتی و خانگی و امواج پارازیت ماهواره ای یا امواج سرطانزا در سطح شهرهای بزرگ به چه معناست؟ اگر جان و مال مردم در نزد این حاکمان ارزشی داشت، با وجود کشته شدن ۴ هزار نفر بر اثر نقص فنی خودرو در سال گذشته باز هم باید نیروی انتظامی معاینه فنی خودروها را از ۲ سال به ۵ سال افزایش دهد؟ 
اگر سرنوشت مردم ما به تمسخر گرفته نمی شود، سرازیر کردن برنج آلوده با سرب بیش از
۵ برابر حد مجاز، توزیع چندین تن گوشت برزیلی فاسد و تاریخ مصرف گذشته در سال ۱۳۹۱ در سردخانه‌های شهرهای تهران، بوشهر، مشهد، ارومیه، اصفهان، شهرکرد و دزفول به بازار مصرف بیانگر چیست؟ 
آیا نمونه بارز آب‌گرفتگی اخیر در یکی از ایستگاه‌های مترو آن هم در پایتخت بیانگر ضعف مدیریتی و نابسمانی در حوزه های " مدیریت بحران" نمایشی آقایان نیست؟
 
فرمانده پليس راه كشور اعلام كرد که
۳ هزار نقطه حادثه خيز در جاده‌هاي كشور وجود دارد و اكثر جاده‌هاي كشور ايمن نيست و استانداردهاي لازم را ندارند. اكثر جاده‌هاي پرتردد و دو طرفه در كشور در ليست جاده‌هاي پرخطر قرار دارند، بيشتر جاده‌هاي كشور پاسخگوي حجم ترددها نيستند. 
این به اصطلاح نمایندگان مجلس چه به طمع مال و قدرت و چه به دلیل بی خردی، وقتی اینگونه بر آستان رهبری تعظیم و کرنش می نمایند، نه تنها هرگز قادر به دیدن عمق ظلم، بی عدالتی، فساد و تباهی حاکم برزندگی مردم ما نیستند بلکه دیگر دغدغه اش چگونگی زندگی مردم اش نخواهد بود.
بدیهی است تا زمانی که ماهیت و رسالت این مجلس فرمایشی معطوف به حفظ نظام و قدرت ملایان مرتجع است، بی شک به جای پرداختن به مقولاتی مانند مشکلات مردم در همه ابعاد اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، محیط زیست و حقوق شهروندان، امنیت جانی و مالی انسانها ، چنین مجلس اینگونه به صحنه جنگ قدرت بین باندهای حکومتی تبدیل خواهد شد که نمایندگانش در دعوای قدرت از گاز گرفتن گوشهای یکدیگر مانند درندگان در مقابل دیدگان مردمی که نظاره گر اعمال آنانند نیز ابایی نخواهد داشت!
۲۷ آپریل ۲۰۱۲
ن- واقعی

استعدادکشی به جای پرورش استعداد


باز هم استعدادکشی به جای شکوفایی استعداد
مدیرکل بهزیستی استان تهران ولی‌الله نصر در خصوص برنامه‌های آموزشی مهد کودک ها در تهران گفت: "برنامه‌های آموزشی باید در راستای موازین اسلامی باشد و با مهدهای متخلف که برنامه‌های غیر اخلاقی از جمله رقص به کودکان آموزش می‌دهند، امسال برخورد شدیدی خواهیم کرد." وی همچنین مهدهایی را که فعالیتهایی از این دست را ادامه دهند، به تعطیلی تهدید نمود.
مسئولان آموزشی جمهوری اسلامی  به تبعیت از حاکمان نالایق همواره بعد از سلطه بر مردم  و کسب قدرت، در  تمامی سطوح آموزش عالی، آموزش و پرورش و بهزیستی که متولی اداره مراکز پیش دبستانی و مهدهای کودک در ایران است، به جای مدیریت اصولی  و کارآمد به دنبال اسلامیزه کردن این مراکز بوده اند. در این راستا رژیم و همچنین اهرمهای سرکوب جمهوری اسلامی، از هر گونه فشار و سرکوب از اخراج و زندان گرفته تا اعدام بر علیه اساتید، معلمین و دانشجویان دریغ نورزیده اند.
هم اکنون این مسئولان و حاکمان که در حوزه های مملکت داری بیش از پیش به بن بست رسیده اند، در لایه های پایینی خود و در سطح مدیران بهزیستی بار دیگر تلاشهای مذبوحانه ایی به منظور پیاده ساختن افکار متحجر اسلامی خود دارند.
تلاشهای مذبوحانه از این دست با هدف ساکت نمودن و خشکاندن هر اندیشه مترقی در مراکز آموزشی بارها و بارها رخ داده است. عملکردهای نابخردانه مانند تفکیک جنسیتی در سطح دانشگاهها، مدارس و هم اکنون در مهد کودک ها، ممنوعیت آموزش موسیقی حتی در قالب فوق برنامه در مدارس نمونه هایی از اسلامیزه کردن این حوزه است.
خاطره یورش شوم ضد فرهنگی که با پیام خمینی در فروردین ۱۳۵۹ به منظور تصفیه اساتید و دانشجویان آغاز گردید، هیچگاه از خاطره ها پاک نخواهد شد. این اقدام متحجرانه که به فریب و دروغ" انقلاب فرهنگی"نامیده شد، با قصد کشاندن ملایان ضد علم به عرصه تعلیم و تربیت کشور تحت عنوان وحدت حوزه و دانشگاه، نه تنها تعطیلی دانشگاهها را به دنبال داشت بلکه به دستگیری و اعدام بسیاری از افراد نخبه دانشگاهی منجر گردید.
هم اکنون بار دیگر در آغاز سال ۹۱، نماينده شاهين‌شهر، ميمه و برخوار در مجلس شوراي اسلامي از آموزش كودكان با نغمه‌هاي شاد انتقاد به عمل می آورد. از نظر این نماینده مجلس، مشكلات مربوط به حجاب اسلامي در كشور، ريشه در آموزش رقص و موسيقي در مهدكودك‌ها دارد. آنچه مسلم است چنین دیدگاههایی یا از نگاه بیمارگونه این افراد ناشی می شود و یا از عدم آگاهی آنان به حداقل دانسته های تربیتی و آموزشی!
پيش از اين نيز طرح‌هاي مضحکی همچون جایگزینی « عروسک های سارا و دارا به جای عروسکهای باربی »، «مهدكودك‌هاي ديني»، «عمو روحاني در مهدكودك‌ها»، «ممنوعيت آموزش رقص و پخش موسيقي» و «مهد قرآن»  نيز از سوي مسوولان آموزش و پرورش ارائه شده است. این طرحها تمامآ در راستای اندیشه های بیمارگونه افرادی است که غاصبانه مصادر حساس تربیتی را از دست متخصصان و روانشناسان تربیتی ربوده اند و این چنین به نابودی استعدادها و خلاقیتهای ذهنی کودکان به مثابه آینده سازان این مرز و بوم کمر همت گماشته اند.
وقتی حجت‌الاسلام ها عضو كميسيون آموزش و در رأس امور باشند، بدیهی و مسلم است که سيدمحمود حسيني‌دولت‌آبادي عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس نیز از آموزش رقص و موسيقي در مهدكودك‌های كشور ابراز تاسف خواهد کرد. او در شرایطی از آموزش "حجاب و عفاف " در کودکستان و در بین کودکان زیر ۵ سال سخن می راند که اکثر مسئولان  و مدیران ارشد در نزد مردم به فساد، دزدی، رشوه خواری و تبعیض و ناپاکی متهم هستند.
وقتی حجت‌الاسلام ها بدون کمترین دانش و سابقه و تعهد، پستهای مدیریتی کشور را در بین اقوام خود به مانند ارثیه پدری قبضه می کنند، مدیران سازمان تبلیغات اسلامی و فرمانداران کشور به جای کشورداری و صیانت از مرزها، از توجه به امر به معروف در محیط جمع شدن کودکان زیر شش سال یاد می کنند  و این افراد بیمار از ارتباط این کودکان با یکدیگر ابراز نگرانی می نمایند. این در حالی است که حتی قوانین شریعت اسلام، ارتباط کودکان در این سن را در دایره رعایت امور شرعی قرار نمی دهد. اگر ارتباط بین کودکان تا این حد مایه نگرانی است، در ارتباط بین بزرگسالان چه می گذرد و چقدر این فاسدان را نگران خواهد ساخت؟!
از دیگر سو خبرگزاری فارس، رسانه نزدیک به سپاه  پاسداران که از میراث خواران بزرگ این کشور بلا زده است، عملکرد مهدکودک ها را عامل "مسمومیت مغز" خردسالان و گرایش آن ها به یافتن همسر می دانند. این دقیقأ در شرایطی است که در روزهای پایانی سال۹۰ قانون ازدواج مجدد برای آقایانی از این دست، به وقاحت به تصویب می رسد.
در قاموس این نااهلان تربیتی که متاسفانه چنین پستهای حساسی را غصب نموده اند، کوچکترین درک و شناختی از کودک، چگونگی  و مراحل شکل گیری شخصیت کودک در تعامل با یکدیگر و جنس مخالف وجود ندارد. فلسفه و اهداف تربیتی در مراکز پیش دبستانی، این مراکز را به منظور گذار از محیط خانه به سمت اجتماعی شدن برای کودکان طراحی نموده است. بدیهی است که چنین فضایی باید از شادابی و نشاط متناسب با این مرحله سنی چه از نظر رشد ذهنی و چه از نظر رشد جسمی برخوردار باشد. آنها فارق از نگاههای متحجرانه باید در تعامل و ارتباط با گروه های همسال قرار گیرند تا بتدریج در قالب بازی، قصه، شعر آواز و رقص، مفاهیمی چون همیاری، همکاری، قانون پذیری و سایر مسئولیت ها و رفتارهای اجتماعی را تجربه کنند. حذف هر یک از اینها به معنای عدم شناخت از نیازهای این دوره سنی کودکان است. باید از اینان سوال کرد که چنین فضای غم انگیز که صبحش با ناله و ظهرش با عزا و عصرش با ماتم به پایان رسد، چگونه می تواند موجب شکوفایی نونهالان کشوری گردد؟!.
       ن- واقعی کارشناس آموزش و پرورش