خیزشهایی چون 18 تیر، به دلیل
دستاوردهای آن در تاریخ مبارزات دانشجویی
و مردمی از جایگاه ویژه ایی برخوردار است. وفتی رژیمی غیر مردمی، برای اعمال قدرت
خود به فشار و زور متوسل می شود، نتیجه قطعی آن بروز اعتراضات و شورشهای اجتماعی
است که گاهگاه خود را به بهانه هایی نمایان می سازد. این خیزش یک اعتراض اتفاقی نبود بلکه یک فرآیند و یک ضرورت
تاریخی بود که در قالب جنبشی اعتراضی خود را نمایان ساخت.
در طی حاکمیت مستبدانه این ملایان، بارها شاهد
بروز اینگونه اعتراضات بوده ایم. خشم و تنفر انباشته شده در بین اقشار گوناگون
جامعه، به ناگاه که فرصتی دست دهد به تهاجم به هرآنچه که نشان از حکومت و حاکمیت
دارد، از سوزاندن عکس رهبر منفور گرفته، تا پرچم ننگ و حقارت اینان خود را متجلی می
سازد! این طوفانهای ناگهانی حاکی از کاسه لبریز از خشم ، ستم دیدگان است.
با نگاه اجمالی بر بستر رویدادهایی
که حوادث 18 تیر سال 78 را رقم زد، می توان در ارزیابی از علل این خیزش، علل شکست
آن و دستاوردهای آن به نگاه جامعتری دست یافت. رژیم جمهوری اسلامی که پس از هشت
سال ریاست جمهوری رفسنجانی و باند فاسد آن، به دلیل گسترش خفقان از یک طرف و از
طرف دیگر همه گیر شدن فضای رانت خواری، رشوه و فسادهای مالی بر تمامی لایه های
کشوری، مردم را آماده انفجار می بیند، برای بقای خود به منظور فریب مردم به فغان
آمده دست به حرکاتی اصلاحی می زند. فضا
برای مقابله دو جناح به اصطلاح اصول گرا و اصلاح طلب مهیا می شود.
قرعه به نام احمد خاتمی به دلیل
ظاهری متفاوت با سایر ملایان بد سیرت و بد صورت می افتد. او با بیرق اصلاحات به
صحنه هل داده می شود تا بتواند به عنوان واسطه بین مردم و حکومت آشتی نمایشی ایجاد
کند. شاید در مقاطعی هم توانست عده ایی را به خود امیدوار کند. در آن فضای خفقان و
بسته، گفتگوی تمدنها، نقد آزاد عملکرد، نزدیک سازی اندیشه ها و خلاصه آشتی ملی
و...به مذاق بسیاری دلنشین آمد. طیف دانشجویان که از یک سو به دلیل ویژگی
آرمانگرایی و آزادیخواهی خاص سن جوانی و
از سوی دیگر به دلیل حضور در فضاهای آموزشی و علمی، همواره جز پیشروان حرکات
اعتراضی و حساس به مسائل سیاسی در هر
جامعه ایی هستند، به شکل فعالی به این موضوع واکنش نشان دادند.
دیری نپائید که ماهیت این اصلاحات و
زمینه اجرایی اقداماتی که لافش زده شده بود برای همگان روشن شد. همه و همه در
چهارچوب نظام مستبد ولایت فقیه در نزد مردم هشیار ما حباب بر آب تعبیر شد. خاتمی بدون برداشتن قدمهای موثر روزبروز منزوی
تر از قبل چه در بین بالاییان و چه در بین مردم شد. زیرا تدارک دیدگان این طرح
نمایشی نه خود به آن باور داشتند و نه پتانسیل اجرایی در آنان یافت می شد. در فضای
به ظاهر آزاد ایجاد شده، دانشجویان و جنبش روشنفکری به سرعت خواسته های خود را
مطرح نمودند و به دلیل نگرفتن نتیجه هر روز رادیکالتر از قبل اعتراضات خود را به صورت
مسالمت آمیز و بیشتر در قالب کانونهای پرسش و پاسخ با شخص خاتمی در فضای دانشگاهها
به نمایش گذاشتند.
تشکلهای دانشجویی موجود که بعد از
سرکوب سایر تشکلها در انقلاب خونین فرهنگی (سال 60) روی کار آمده بودند تا اهداف
انقلاب فرهنگی (همان وحدت حوزه و دانشگاه) را به پیش ببرند، اکنون خود به معترضان
فعال این دوره تبدیل شده بودند. تشکلهایی چون انجمنهای اسلامی دانشگاهها که به
دفتر تحکیم وحدت(حوزه و دانشگاه) شناخته می شدند، در بین رهبران خود افرادی را
داشتند که خود را پیرو خط امام می دانستند و اکثرا در پستهای دولتی و حکومتی در
نظام جمهوری اسلامی مشغول خدمت بودند. از بسیاری از آنان به هنگام انقلاب فرهنگی
خونین ودر سرکوبهای فاشیستی رژیم، به عنوان اهرم سرکوب و شناسایی سایر دانشجویان
مخالف رژیم بهره برداری شده بود. در این جنبش دو دیدگاه غالب وجود داشت عده ایی در
چهارچوب قانون اساسی موجود به دنبال اصلاحات و دموکراسی بودند و عده ایی خواسته
های دموکراسی خواهانه خود را در تغییر بنیادین قانون اساسی با نگرشی سکولاریستی
قابل تحقق می دیدند. ﺟﻨﺒﺶ داﻧﺸﺠﻮﻳﻲ ﺗﺤﺖ رھﺒﺮی دﻓﺘﺮ ﺗﺤﮑﯿﻢ وﺣﺪت از ﮔﻔﺘﻤﺎن اﺻﻼح طﻠﺒﯽ
دﯾﻨﯽ در اﯾﺮان ﺣﻤﺎﯾﺖ ﻣﯿﮑﺮد.
در چنین بستری و به دنبال توقیف روزنامه« سلام» به سردبیری موسوی خوئینی ها توسط حکومت به دلیل اختلاف بین بالایی ها، بهانه ایی و یا جرقه ایی برای شروع اعتراضات دانشجویی می شود. دانشجویان نیز در اعتراض به عمل حکومت و به ظاهر در حمایت از موسوی خوئینی ها شبانه دست به اعتراض می زنند. پس از این اعتراض، عده ایی اوباش و اراذل به دستور رژیم، شبانه به خوابگاه دانشجویان حمله ور شده و پس از تخریب کوی دانشگاه دست به قلع و قمع دانشجویان زده و حتی وقاحت و پلیدی را به حدی رساندند که بسیاری از دانشجویان را از پشت بام خوابگاه به محوطه دانشگاه پرتاب کردند. به این ترتیب حرکات اعتراضی مسالمت آمیز دانشجویان اینگونه به خاک و خون کشیده شد. پس از آن هم موج گسترده دﺳﺘﮕﯿﺮی ھﺎ و ﺣﺒﺲ ھﺎی طﻮﻻﻧﯽ ﺑﺮای ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ داﻧﺸﺠﻮﯾﯽ آغاز شد. متاسفانه این خیزش به دلیل این که نتوانست از حمایت بخشهای گسترده مردمی برخوردار گردد، به شکست انجامید. زیرا در آن مقطع، این اعتراضات دانشجویی با مبارزات سایر اقشار جامعه که در جریان بود ارتباط تنگاتنگی نداشت.
در چنین بستری و به دنبال توقیف روزنامه« سلام» به سردبیری موسوی خوئینی ها توسط حکومت به دلیل اختلاف بین بالایی ها، بهانه ایی و یا جرقه ایی برای شروع اعتراضات دانشجویی می شود. دانشجویان نیز در اعتراض به عمل حکومت و به ظاهر در حمایت از موسوی خوئینی ها شبانه دست به اعتراض می زنند. پس از این اعتراض، عده ایی اوباش و اراذل به دستور رژیم، شبانه به خوابگاه دانشجویان حمله ور شده و پس از تخریب کوی دانشگاه دست به قلع و قمع دانشجویان زده و حتی وقاحت و پلیدی را به حدی رساندند که بسیاری از دانشجویان را از پشت بام خوابگاه به محوطه دانشگاه پرتاب کردند. به این ترتیب حرکات اعتراضی مسالمت آمیز دانشجویان اینگونه به خاک و خون کشیده شد. پس از آن هم موج گسترده دﺳﺘﮕﯿﺮی ھﺎ و ﺣﺒﺲ ھﺎی طﻮﻻﻧﯽ ﺑﺮای ﻓﻌﺎﻟﯿﻦ داﻧﺸﺠﻮﯾﯽ آغاز شد. متاسفانه این خیزش به دلیل این که نتوانست از حمایت بخشهای گسترده مردمی برخوردار گردد، به شکست انجامید. زیرا در آن مقطع، این اعتراضات دانشجویی با مبارزات سایر اقشار جامعه که در جریان بود ارتباط تنگاتنگی نداشت.
در این مقطع بسیاری از افرادی تا آن تاریخ به
نظام متوهم بودند و به امکان اصلاحات در نظام خوش بین بودند، به خوبی دریافتند که
بین این جناح و آن جناح در چهار چوب یک نظام فاشیستی نه تنها تفاوتی وجود ندارد
بلکه در نقاط حساس همه آنان به سرعت حول منافع ضد مردمی خود گرد آمده و به سرکوب
مخالفین خود می پردازند.
در پس این سرکوب جنبش دانشجویی و
مبارزات مردمی، تجارب بسیاری هر چند به بهای کشته شدن، زندان و اخراج دانشجویان به
دست آمد. مهمترین درس برای جنبش این بود که در چهارچوب یک استبداد دینی و در حکومت
ملایان هیچ گونه اعتراض مدنی شهروندان حتی به شکل مسالمت آمیز تحمل نخواهد شد چه
برسد تحقق اصلاحات !. اﻣﺎ ﺧﯿﺰش 18 ﺗﯿﺮ علاوه بر به ﺰﯾﺮ ﺳﺌﻮال ﺑﺮدن اﻗﺘﺪار وﻻﯾﺖ ﻓﻘﯿﻪ،
ﺑﻪ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﮔﯿﺮی روز اﻓﺰون از اﻧﺪﻳﺸﻪ اﻗﺘﺪار دﻳﻨﻲ و نزدیکی به اندیشه ﺳﮑﻮﻻریزم ﻣﻨﺠﺮ
ﮔﺸﺖ. همچنان که بسیاری از رهبران این تشکل از ﮔﻔﺘﻤﺎن اﺻﻼح طﻠﺒﯽ دﯾﻨﯽ ﺑﻪ ﺳﮑﻮﻻرﯾﺴﻢ
روی آوردﻧﺪ.
متاسفانه با پند نگرفتن از سرکوب این
خیزش دانشجویی در سال 88، یک بار دیگر در جنبش موسوم به جنبش سبز در آستانه انتخاب
ریاست جمهوری در سال 88 این حوادث تکرار می شود. در آنجا هم شاهد توهم اقشاری از
مردم به تحقق خواسته های دموکراسی خواهی در چهار چوب نظام ولایت فقیه بودیم. اما
سیر حوادث به خوبی نشان داد که هیچگاه چنین پتانسیلی در این نظام وجود نداشته و دل
بستن به آن به مانند سرابی در پیش روی تمامی تشنگان آزادی و عدالت اجتماعی است. با
درس گیری از این وقایع ، حال زمان آن رسیده که به گسترش جنبشهای مستقل مردمی و به
مبارزات حقیقی زنان، کارگران، معلمان، دانشجویان و هنرمندان و سایر اقشار جامعه
تکیه زد و نه به عناصر دلداده به قدرت در بین بالاییان!
این مبارزات
همچنان ادامه دارد و تمامی تلاشهای رژیم فاشیستی برای ایجاد فضای رعب و وحشت در
محیط کلاسهای درس و خوابگاهها نتیجه ایی را به دنبال نداشته است. هر ساله در ایام
نزدیک شدن به روز 18 تیر، رژیم از وحشت خیزش مجدد، دچار وحشت شده و به هزار ترفند متوسل می شود تا
از بروز اعتراضات جلوگیری کند. اقداماتی از جمله تخلیه خوابگاهها، به جلو انداختن
امتحانات، افزایش لباس شخصی در داخل دانشگاه و در بیرون تشدید فشارها در سطح کوچه
و خیابانها، افزایش موج دستگیری و محاکمات و غیره تلاشهای مذبوحانه از این دست
است. اما هیچ یک از این اقدامات نمی تواند
مانعی برای خیزشهایی از این دست و سرنگونی نظام رو به زوال باشد. آمار بیش از 30
درصد دانشجویان بیکار، ﺳﺨﺘﮕﯿﺮی های اﻳﺪﺋﻮﻟﻮژﻳﻜ در داﻧﺸﮕﺎھهای ﻛﺸﻮر، وضعیت نبسامان
علمی دانشگاهها، خواسته های منطبق با دنیای امروز در عرصه های مختلف که وجود
اینترنت به ارمغان آورده است، تبعیضات و موج اخراج دانشجویان به دلیل بحث و انتقاد
در کلاسهای درس و غیره زمینه های متعددی برای ایجاد اعتراضات دانشجویی است که این
بار با درس گیری از سایر مبارزات از اندوخته های بیشتری برخوردار است.
به امید پیوند هر چه بیشتر مبارزات
دانشجویی با مبارزات سایر اقشار تحت ستم کشورمان!
ن- واقعی


