زندانی نوشته به روایت ن- واقعی




تلاشی برای ثبت خاطرات بازماندگان از زندان برای افشای جنایت رژیم جمهوری اسلامی ایران

(( فجایع اتفاق می افتند، می توانیم علتش را دریابیم، دیگران را سرزنش کنیم تجسم کنیم اگر روی نداده بودند چقدر زندگی هایمان متفاوت می بود. اما هیچ یک از آنها اهمیتی ندارد٬ فجایع اتفاق افتاده اند.از آنجا به بعد باید ترسی را که در ما بیدار کرده اند کنار بگذاریم و از نو ساختن را آغاز کنیم! ))



پاﺌولو کوﺌیلو:

" همان غير حرفه ای هايي که سال های زیادی از عمرشان را در زندان ماندند، جنگيدند. حماسه ها ساختند. بی ادعا ايستادند. تيرباران شدند و به دارشان آويختند. عده ایی هم ماندند تا ناگفته های بسیاری را بازگو نمایند و این غیر حرفه ایی بودن به کمکشان شتافته تا از گفتن حقایق طرفی نبندند!"


اگر درک لحظه خاص، دریافت احساس ویژه ، دیدن صحنه منحصر بفرد و یا شنیدن سخن و صدای ناله و درد بتواند در تو درنگی ایجاد کند، آنگاه می توانی بنویسی! شاید تنها راه رهایی از درون انباشته، نگارش باشد! وقتی از شعف و یا تآلم بشری متآثری بنویس و خاطراتی را برای همیشه در دفتر ایام جاویدان ساز! اگر روزی مورد قضاوت قرار گرفتی، باکی نیست. مهم این است که به راحتی به قضاوت دیگران ننشسته باشی!

خاطرات زندانم را می نویسم نه همانند کهنه کاران سیاسی نه نخبگان و نه برجستگان روشنفکری زمانه بلکه همانند " غیر حرفه ای" ها!

با وقوع انقلاب جو جامعه به سرعت برای مدت  دو  سالی کاملأ سياسي و به ظاهر دمکراتیک شد و توده های وسيعي به صحنه کشانده شدند. جمهوری اسلامی به عنوان حاکم مطلق و تنها خوشه چین انقلاب با تکیه به ساختاری ریشه دار و در خلائ حضور نیروها و افکار مترقی به سرعت تمامی نهادهای قدرت را از همان اول قبضه نمود. پس از این که تمامی دستاوردهای قیام مردمی را به یغما برد و پس از مستی غارت، در فردای قیام مردمی دست به سرکوب بی محابا زد. آنان هر گونه نوع دگرانديشي و مخالفت سياسي را با زندان، اعدام و شکنجه پاسخ دادند.

شمار زندانيان سياسي و اعدام ها روز به روز افزایش یافت. زندانیان طیف وسیعی را شامل می شدند. گروههای سنی مختلف حتی کودکان و دانش آموزان، پزشکان، مهندسان، اقشار و طبقات متعددی مانند گودنشينان، سرمایه داران و طیف های سیاسی همچون هواداران مذهبی دکتر شریعتی و یا سلطنت طلب و جریانات چپ و مجاهدین، هیچیک از این سرکوب ددمنشانه بی نصیب نماندند.

آنچه که باید از آن دوران یادآور شوم حضور گسترده زنان در عرصه های سياسي و مبارزاتي چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب است. حضوری که همواره مورد عناد خاص دیکتاتورهای عمامه نشان است. زیرا در قاموس اینان، نه تنها زنان نباید نقشی برابر با مردان کسب کنند بلکه هرگز به طور گسترده نیز نباید در جامعه حضور یابند. علی رغم میل این مرتجعان، طیف وسیعی از زنان، مادران و دختران تحصیل کرده و شاغل دستگیر شده و در زندانهای جمهوری اسلامی، دست به مقاومت زدند و بسیاری از آنان در این مبارزه به جوخه های اعدام و چوبه های دار سپرده شدند.