استعدادکشی به جای پرورش استعداد


باز هم استعدادکشی به جای شکوفایی استعداد
مدیرکل بهزیستی استان تهران ولی‌الله نصر در خصوص برنامه‌های آموزشی مهد کودک ها در تهران گفت: "برنامه‌های آموزشی باید در راستای موازین اسلامی باشد و با مهدهای متخلف که برنامه‌های غیر اخلاقی از جمله رقص به کودکان آموزش می‌دهند، امسال برخورد شدیدی خواهیم کرد." وی همچنین مهدهایی را که فعالیتهایی از این دست را ادامه دهند، به تعطیلی تهدید نمود.
مسئولان آموزشی جمهوری اسلامی  به تبعیت از حاکمان نالایق همواره بعد از سلطه بر مردم  و کسب قدرت، در  تمامی سطوح آموزش عالی، آموزش و پرورش و بهزیستی که متولی اداره مراکز پیش دبستانی و مهدهای کودک در ایران است، به جای مدیریت اصولی  و کارآمد به دنبال اسلامیزه کردن این مراکز بوده اند. در این راستا رژیم و همچنین اهرمهای سرکوب جمهوری اسلامی، از هر گونه فشار و سرکوب از اخراج و زندان گرفته تا اعدام بر علیه اساتید، معلمین و دانشجویان دریغ نورزیده اند.
هم اکنون این مسئولان و حاکمان که در حوزه های مملکت داری بیش از پیش به بن بست رسیده اند، در لایه های پایینی خود و در سطح مدیران بهزیستی بار دیگر تلاشهای مذبوحانه ایی به منظور پیاده ساختن افکار متحجر اسلامی خود دارند.
تلاشهای مذبوحانه از این دست با هدف ساکت نمودن و خشکاندن هر اندیشه مترقی در مراکز آموزشی بارها و بارها رخ داده است. عملکردهای نابخردانه مانند تفکیک جنسیتی در سطح دانشگاهها، مدارس و هم اکنون در مهد کودک ها، ممنوعیت آموزش موسیقی حتی در قالب فوق برنامه در مدارس نمونه هایی از اسلامیزه کردن این حوزه است.
خاطره یورش شوم ضد فرهنگی که با پیام خمینی در فروردین ۱۳۵۹ به منظور تصفیه اساتید و دانشجویان آغاز گردید، هیچگاه از خاطره ها پاک نخواهد شد. این اقدام متحجرانه که به فریب و دروغ" انقلاب فرهنگی"نامیده شد، با قصد کشاندن ملایان ضد علم به عرصه تعلیم و تربیت کشور تحت عنوان وحدت حوزه و دانشگاه، نه تنها تعطیلی دانشگاهها را به دنبال داشت بلکه به دستگیری و اعدام بسیاری از افراد نخبه دانشگاهی منجر گردید.
هم اکنون بار دیگر در آغاز سال ۹۱، نماينده شاهين‌شهر، ميمه و برخوار در مجلس شوراي اسلامي از آموزش كودكان با نغمه‌هاي شاد انتقاد به عمل می آورد. از نظر این نماینده مجلس، مشكلات مربوط به حجاب اسلامي در كشور، ريشه در آموزش رقص و موسيقي در مهدكودك‌ها دارد. آنچه مسلم است چنین دیدگاههایی یا از نگاه بیمارگونه این افراد ناشی می شود و یا از عدم آگاهی آنان به حداقل دانسته های تربیتی و آموزشی!
پيش از اين نيز طرح‌هاي مضحکی همچون جایگزینی « عروسک های سارا و دارا به جای عروسکهای باربی »، «مهدكودك‌هاي ديني»، «عمو روحاني در مهدكودك‌ها»، «ممنوعيت آموزش رقص و پخش موسيقي» و «مهد قرآن»  نيز از سوي مسوولان آموزش و پرورش ارائه شده است. این طرحها تمامآ در راستای اندیشه های بیمارگونه افرادی است که غاصبانه مصادر حساس تربیتی را از دست متخصصان و روانشناسان تربیتی ربوده اند و این چنین به نابودی استعدادها و خلاقیتهای ذهنی کودکان به مثابه آینده سازان این مرز و بوم کمر همت گماشته اند.
وقتی حجت‌الاسلام ها عضو كميسيون آموزش و در رأس امور باشند، بدیهی و مسلم است که سيدمحمود حسيني‌دولت‌آبادي عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس نیز از آموزش رقص و موسيقي در مهدكودك‌های كشور ابراز تاسف خواهد کرد. او در شرایطی از آموزش "حجاب و عفاف " در کودکستان و در بین کودکان زیر ۵ سال سخن می راند که اکثر مسئولان  و مدیران ارشد در نزد مردم به فساد، دزدی، رشوه خواری و تبعیض و ناپاکی متهم هستند.
وقتی حجت‌الاسلام ها بدون کمترین دانش و سابقه و تعهد، پستهای مدیریتی کشور را در بین اقوام خود به مانند ارثیه پدری قبضه می کنند، مدیران سازمان تبلیغات اسلامی و فرمانداران کشور به جای کشورداری و صیانت از مرزها، از توجه به امر به معروف در محیط جمع شدن کودکان زیر شش سال یاد می کنند  و این افراد بیمار از ارتباط این کودکان با یکدیگر ابراز نگرانی می نمایند. این در حالی است که حتی قوانین شریعت اسلام، ارتباط کودکان در این سن را در دایره رعایت امور شرعی قرار نمی دهد. اگر ارتباط بین کودکان تا این حد مایه نگرانی است، در ارتباط بین بزرگسالان چه می گذرد و چقدر این فاسدان را نگران خواهد ساخت؟!
از دیگر سو خبرگزاری فارس، رسانه نزدیک به سپاه  پاسداران که از میراث خواران بزرگ این کشور بلا زده است، عملکرد مهدکودک ها را عامل "مسمومیت مغز" خردسالان و گرایش آن ها به یافتن همسر می دانند. این دقیقأ در شرایطی است که در روزهای پایانی سال۹۰ قانون ازدواج مجدد برای آقایانی از این دست، به وقاحت به تصویب می رسد.
در قاموس این نااهلان تربیتی که متاسفانه چنین پستهای حساسی را غصب نموده اند، کوچکترین درک و شناختی از کودک، چگونگی  و مراحل شکل گیری شخصیت کودک در تعامل با یکدیگر و جنس مخالف وجود ندارد. فلسفه و اهداف تربیتی در مراکز پیش دبستانی، این مراکز را به منظور گذار از محیط خانه به سمت اجتماعی شدن برای کودکان طراحی نموده است. بدیهی است که چنین فضایی باید از شادابی و نشاط متناسب با این مرحله سنی چه از نظر رشد ذهنی و چه از نظر رشد جسمی برخوردار باشد. آنها فارق از نگاههای متحجرانه باید در تعامل و ارتباط با گروه های همسال قرار گیرند تا بتدریج در قالب بازی، قصه، شعر آواز و رقص، مفاهیمی چون همیاری، همکاری، قانون پذیری و سایر مسئولیت ها و رفتارهای اجتماعی را تجربه کنند. حذف هر یک از اینها به معنای عدم شناخت از نیازهای این دوره سنی کودکان است. باید از اینان سوال کرد که چنین فضای غم انگیز که صبحش با ناله و ظهرش با عزا و عصرش با ماتم به پایان رسد، چگونه می تواند موجب شکوفایی نونهالان کشوری گردد؟!.
       ن- واقعی کارشناس آموزش و پرورش

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر