براستی چنین قبایی برای چنین قامتی چه نابجاست!



بعد از روی کار آمدن احمدی نژاد در دور اول ریاست جمهوری، وی در طی سخنانی در حالی که کاملأ در ولایت ذوب بود و آن چنان دچار خودشیفتگی بود که مدام  حاله ایی از نور دور سر خود می دید، چنین بیان داشته است: " خامنه ایی تصور می کند من رئیس جمهور او هستم. من رئیس جمهور امام زمانم!"
او خود را رئیس جمهور امام زمان خطاب می کرد. حال آن که در همان حال او تنها و تنها برای تداوم و بقای قدرت ملایانی چون خامنه ایی به این پست انتصاب شده است. او آمده است که دست بوس "آقا" باشد. این نقش او رفته رفته خود را بهتر نمایان ساخت.
ظهور پر ماجرای احمدی نژاد از همان دور اول همراه با تقلبات انتخاباتی آغاز شد و در دور دوم علاوه بر تقلب در آرا در پرتو موجی گسترده از خون ریزی و کشتار خود را نمایان ساخت. خون بسیاری از جوانان پاک و صادق کشور بر سنگفرش خیابانها ریخته شد. جنایات متعدد در سطح کهریزک و بازداشتگاهها از تجاوز گرفته تا شکنجه و اعدام انجام گرفته تا احمدی نژاد به قدرت برسد. حال احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور یک کشور  بعد از دو دوره ریاست جمهوری برای مردم ایران چه چیز به ارمغان آورده است؟
محمود احمدی نژاد اخیرأ در مصاحبه با روزنامه آلمانی «فرانکفورتر آلگماینه» ادعا کرده:" بعد از اتمام دوران ریاست جمهوری از سیاست کناره‌گیری نموده و در دانشگاه به فعالیت علمی خواهم پرداخت". در چهارچوب نظامی منجمد و متحجر افرادی چون او که درگیر حقارت، عقده های شخصی و فردی خویش اند از چه جایگاهی برخوردارند؟ اینان توسط عوامل قدرت آگاهانه و یا ناآگاهانه به عرصه سیاست و اداره کشور بدون کمترین توانمندی و کارآمدی کشانده می شوند.! بدیهی است که اکنون به جای پاسخگویی به اشتباهات و به جای پذیرش مسئولیت ها و شکستهای خود، به جای اعتراف به ناکارآمدی تئوری های خود بافته اشان، به راحتی از صحنه کنار می روند!
با نگاه به منش و کردار وی در طی دو دوره ریاست جمهوری، می توان به عمق فاجعه ریاست جمهوری چنین شخصیتی پی برد. آنگاه است که روشن خواهد شد براستی چنین قبایی برای چنین قامتی چقدر نابجا است!. ایشان به عنوان رئیس دولت از بدو روی کار آمدن به بهانه مردمی بودن، در مقابل مردم، در جلسات دولت، در مصاحبه های داخلی و خارجی با خبر نگاران، تریبونهای عمومی و تلویزیونی، با لحن و کلامی توأم با لمپنیزم در تمامی صحنه ها ظاهر شد. چنان در این کار اهتمام ورزید که به سرعت به سایر وزراء و نمایندگان، مسئولان و مدیران تحت امر او نیز این شیوه کلام سرایت کرد. او از یک سو آنچنان دچار خودشیفتگی است که "حاله نور" را در بالای سر خود می بیند، با نهایت دنائت و پستی کمر خم می کند و به دست بوسی و بهتر است بگوییم به پابوسی" آقا" به عنوان نماینده تام الاختیار  خدا بر زمین می رود اما در همان حال مردم معترض به تقلبات و دغلکاریها دولت و کل رژیم را "مشتی خس و خاشاک" خطاب می کند.
تغییر پی در پی وزیران حتی با تهدید کلت بر شقیقه وزیران سابق و  اجبار به استعفا آنان، آشفتگی فراوان در تصمیمات مدیریتی، فقدان ثبات در تصمیم‌گیری‌های داخلی، عملکردهای نسنجیده در تمامی حوزه های تصمیم گیری، نداشتن تخصص مسئولان در امور تحت سیطره آنان، تحمیل هزینه‌های نجومی به خاطر طرح ادعاهای بزرگ کاغذی چه در سطح داخل و چه در سطح بین الملل به جامعه ایران از عملکردهای بارز چنین دولتی بود.
در دوره صدارت ننگین احمدی نژاد، همانند سایر دوره ها در رژیم آخوندی، تمامی افراد متعهد و متخصص در حوزه های متعدد اقتصاد، سیاسی به عناوین مختلف با شدت بیشتر سرکوب شدند، با بی شرمی تمام  بزرگ مردان و متفکران عرصه اقتصاد همچون رئیس دانا به بهانه انتقاد از طرحهای مضحک و ناکارآمد و از طرفی خیانت بار برای اقتصاد و کشور روانه زندان ها شدند. چرا که این به اصطلاح دولتمردان در تدارک ظهور "آقا" بودند و "حاله نور" را در بالای سر خود جستجو می کردند و آنان از دردها می گفتند و نابسامانی و ویرانی مملکت!
گردنکشی های احمدی نژاد در طی دو دوره ریاست جمهوری آنچنان به وقاحت گراییده است که بارها و بارها به صراحت تمام در مقابل قانون ایستاده، آن را نقض نموده و حتی از بیان آشکار قانون شکنی نیز باکی ندارد. اما اکنون در نهایت ضعف و زبونی و سرانجام با گرده ایی به خاک مالیده شده توسط همان کسانی که او را برای پیاده ساختن اهداف شوم خود برای اندک زمانی به صحنه آورده اند، به پایین کشیده می شود.
 این کارنامه ننگین احمدی نژاد و رژیم حامی او است. وی به ظاهر بدون کوچکترین عذاب وجدان از عملکرد این چنین خیانت بار خود می رود که پرونده اش را ببندد. اما غافل از آن که پرونده ننگین او و این رژیم جنایتکار تا روز آگاهی مردم و دادخواهی آنان باز خواهد ماند!
به امید آن روز!
ن- واقعی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر