شادی از آزادی مشروط اما؟!
همه مردم ما از آزادی هموطنانمان از زندان بسیار خرسند شدند. براستی که آزادی مشروط همین چند نفر هم برایمان غنیمت است و شادیبخش! تعداد اندکی از زندانیان سیاسی مشمول عفو مشروط شدهاند. اما هنوز خیل انبوهی از فرزندان این مرزو بوم در زندان به سر میبرند. فرزندانی که حق آزادی و حق حیات آنان، بارها به بهانه های واهی توسط رژیم فاشیست مذهبی از آنان سلب شده است. بسیارانی هنوز در زندانند و همین آزادشدههای مورد «عفو» قرار گرفته نیز به طور «مشروط» آزاد شده اند. این به آن معنی است که در صورتی که رژیم کوچکترین احساس خطری کند و یا اینان دست از پا خطا کنند، دوباره به راحتی به زندان برگردانده خواهند شد.
با وجود شدت سرکوبها بویژه در
این چند ساله اخیر و بعد از سال 88 ، شاید آزادی این عزیزان مسکنی بر زخمهای عمیقی
باشد که در سایه حکومت دیکتاتور بر روح و روان توده های مردم ایجاد شده است اما
درمان نیست. خامنه ایی و سایر جلادان مرتجع او هیچگاه نمی تواند چهره پلید خود را
از نگاه همگان حتی نو متحدان امروزی خود پنهان دارند. مردم در این چند ساله به
اندازه ایی تجربه اندوخته اند که بدانند، آزادی تعداد محدودی از زندانیان ناشی از
تغییر ماهیت رژیم ددمنش نیست بلکه تنها ناشی از تضاد بین آنان بر سر شیوه های حفظ
حکومت و رهایی از بن بست تحریمهایی است که ممکن است هر آن تارو پود سست بنیان رژیم
را از هم بپاشاند.
آیا مطالبه آزادی زندانیان سیاسی تنها بخشی از خواست سیاستی آزاد در ایران نبود؟
آیا مطالبه آزادی زندانیان سیاسی تنها بخشی از خواست سیاستی آزاد در ایران نبود؟
دیکتاتور حاکم به اراده خود
امروز به زندان می اندازد و فردا نیز به مصلحت خودعفو می کند. برخی تغییرات سطحی
در سیاستهای دیکتاتوری رژیم، قدر مسلم تنها تدبیری است از طرف بخشهایی از جناحهای
در حاکمیت که از عقلانیت بیشتری نسبت به بقیه برخوردارند تا به این وسیله بقا و
زمان بیشتری برای حکومت ننگین خود تدارک ببینند.
رژیم دیکتاتور جمهوری اسلامی
با تکیه بر ولایت فقیه، وجود فردی مرتجع و واپسگرا در رأس آن، اساسا سیستمی است با
ماهیتی فاشیستی و ضد دموکراسی. وقتی تشتت و شکاف های درونی اصول
گرایان حاکم در دوران فردی خودشیفته چون احمدی نژاد با سیاست های ویرانگرانه که با
حمایت کامل خامنه ای صورت گرفت، به اوج بحرانی خود رسید، خطر فروپاشی از درون
حکومت ، تشدید تحریمها و خطر بروز جنگ در سطح بین المللی، انفجار داخلی جامعه ناشی
از تورم عنان گسیخته و بیکاری شتابان، خواب را از چشمان نظامداران بی تدبیر پراند.
انتصاب حسن روحانی با کابینهای امنیتی در پست ریاست
جمهوری به عنوان سوپاپ اطمینان دیگری در دستور کار قرار گرفت.
او با شعارهایی فریبنده، اعتدال و میانه روی به
میدان آمد. حال آن که اساس چنین رژیم بر افراطی گری اسلامی پایه ریزی شده است. تنش زدائی درعرصه بین المللی
و به دنبال آن گشایش مجدد فروش نفت، برقراری مبادلات بانکی، رونق بخشیدن به فضای
کسب و کار داخلی و فعال سازی هر چه بیشتر بخش خصوصی از مآموریتهایی است که حسن
روحانی دنبال می کند. آزادی شماری محدود از زندانیان، برنامه کاهش نقش سپاه درامور
غیرنظامی و... در همین راستا است.
بدیهی است که حتی چنین
تغییر رویکردی فریبکارانه بیش از آن که ناشی از فشار معطوف به داخل ایران باشد زیرفشارهای
سنگین بین المللی رخ داده است.
آشکار است که هدف
اصلی چنین اقداماتی فریبنده، تنها با هدف خارج
کردن رژیم از زیر فشارتحریم های بین المللی و خطر جنگ است. در چنین فضایی نوشیدن
جام زهری دیگر، این بار بدست خامنه ایی جلاد ضرورت می یابد!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر