چرا می خواهند ملاله را خاموش سازند؟




ملاله دانش آموزی 14 ساله است که وحشیانه توسط عوامل طالبان مورد هجوم مسلحانه قرار گرفت. واقعه تاسف آوری که موج خشم و نفرت از جهل و تحجر مذهبی در جراید عمومی سراسر جهان به جز ایران را دامن زد.
بلافاصله بعد از این حادثه موج حمایت، همدردی و همبستگی با ملاله و اهدافش در افکار عمومی فراگیر شد. شلیک به این دختر نوجوان موجی از اعتراض و نفرت را علیه طالبان در پاکستان و جهان برانگیخته است. درهم‌صدایی و حمایت از محکومیت ترور این نوجوان، دانش آموزان پاکستانی دست به تظاهرات زدند.
ملاله در پاکستان جایزه ملی صلح گرفته است و نامزد دریافت جایزه بین المللی صلح کودکان نیز بود. او علیرغم سن کم به دلیل دفاعش از حق تحصیل دختران، در سالهای اخیر به چهره ای شناخته شده در پاکستان و در سطح بین المللی تبدیل شده بود. فعالیت های این دختر با خشم نیروهای ارتجاعی اسلامی روبرو شد.

 یکی از جرایم ملاله آموزش به کودکان روستایی است، همانگونه که آموزش به کودکان افغان و کودکان کار در کشور ایران برای فعالین حقوق کودک جرم محسوب می شود. ملاله در گفتگویی با بی بی سی درباره طالبان چنین گفته بود: "دختران در زمان تسلط طالبان می‌ترسیدند به صورتشان اسید پاشیده شود یا توسط این شبه نظامیان دزدیده شوند."
تاکنون از ناحیه نیروهای طالبان، ستمهای  قرون وسطایی فراوانی بر دختران و زنان اعمال شده است. اما با این همه ستم که نیروهای افراطی طالبان با  تکیه بر سلاح بر زتات و مردان روا داشته اند، امروز شاهد بیداری نسل جوان در کشورهایی با رژیمهای اسلامی هستیم. این عملکرد بیانگر عمق هراس نیروهای مرتجع از آگاهی دختران بر حقوق اولیه و نسانی اشان است. چرا که با افزایش آگاهی، دیگر پایگاهی برای بقای این افکار متحجر و پوسیده طالبانی باقی نخواهد ماند.
بزدلان مرتجع طالبانی در هر کجا که صدایی به انتقاد از افکار عقب افتاده آنان بلند شده و یا هر قلمی که بر علیه آنان نوشته، با تکیه بر سلاح و زور در پی خاموش کردن این انتقاد برآمده اند. این بار ترور این دختر نوجوان، بیانگر اوج ترس و هراس آنان از بیداری مردم می باشد. شرم آور است که نیروهای مذهبی و افراطی طالبان این دختر نوجوان را تنها به دلیل دفاع قلمی از حق تحصیل دختران ترور کردند.
شباهت زیادی بین عملکرد این گروه مذهبی افراطی با جمهوری فاشیستی اسلامی در ایران می توان دید. رژیم فاشیستی در ایران نیز مانند نیروهای طالبان، فعالین مدافع آمورش کودکان افغانی و کودکان کار را به زندانها فرستاده و در آنجا شکنجه می کند. بی دلیل نیست که هیچ یک از رسانه های داخلی ایران اجازه انعکاس خبر مربوط به ترور ملاله را نداشتند.
چرا مغز این دختر دانش آموز توسط طالبان به گلوله بسته می شود؟ چون او با وبلاگ و فعالیت هایش قصد بیداری همکلاسی ها و میلیونها دختر ئانش آموز دیگر را دارد. چرا می خواهند ملاله را خاموش سازند؟ چون قلم افراد بیداری چون ملاله، موج آگاهی بر حقوق انسانی را در اذهان جامعه دامن می زند. زیرا چنین قلمهایی زنان و دختران را برای کسب حقوق حقه  به مبارزه بر علیه افکار طالبانی و عقب افتاده مذهبی دعوت می نماید.
اما این حرکت نیروهای مرتجع، نه تنها موجب سکوت او نشد، بلکه با انعکاس داخلی و جهانی که یافت، تداوم بیشتر راه او را در پی داشت. هم کلاسی های ملاله هرگز این دختر شجاع، آگاه و خواسته اش را از یاد نخواهند برد. همانگونه که مبارزات گسترده مردم ایران بر علیه ارتجاع مذهبی و به ویژه مبارزات زنان بیدار و زنان مداقع حقوق انسانها در ایران  که در معرض تهدید، شکنجه و زندان قرار دارند از یاد مردم ایران نرفته است. امروز مردم جهان بیش از پیش به ماهیت ضد بشری ارتجاع اسلامی پی برده اند. ارتجاع مذهبی را در برابر آگاهی انسانها یارای مقاومت نیست. چنین حوادثی بار دیگر گواهی است بر این که قدرت قلم نویسندگان متعهد به آرمانهای آزادی خواهانه و انسانی بسیار پر قدرت تر از  تیربار سلاح کوردلان مرتجع است.
ن- واقعی
اکتبر 2012

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر