اکنون طبل سرنگونی رژیم در جای جای کشور سوریه به صدا در آمده است. با از خودگذشتگی و فداکاری مردم جان بر کف سوریه در مبارزات مستقل و آزادیبخش خود، رژیم جهنمی بشار اسد روزهای تیره و تاری را سپری می کند. دایره نابودی پایه های رژیم جنایتکار اسد، به بیخ گوش بشار اسد رسیده است. در یک عملیات بمب گذاری سه تن از نزدیکان و هم پیالگان جنایت کار او مانند سپهبد داوود عبدالله راجحه، وزیر دفاع و آصف شوکت، معاون وزیر دفاع و شوهر خواهر اسد به هلاکت رسیدند. بعد از این عملیات قهرمانانه توسط مردم تحت ستم سوریه، وحشت از فروپاشی، بسیار جدی تر از قبل در چهره این جنایتکاران به مشاهده می شود.
با وجود کشتارهای روزانه
و جنایت بار بشار اسد و متحدانش، مردم به ستوه آمده موازنه قدرت را به نفع خود رقم
زدند. به زودی زود همگان روزگار تلخ اسد و دژخیمان او را نظاره گر خواهند بود. این
رسم تاریخ است. آنگاه که توفان خشم توده ها به غلیان درآید، به طور قطع ستمکاران
سرمایه داری و متحدان مرتجع آن، قدرت ایستادگی در برابر این خروش آزادیبخش را
نداشته و به زیر کشیده خواهند شد.
هم اکنون کشورهای هم دست بشار اسد مانند روسیه، چین، و حتی ایران نیز امیدی به نجات این رژیم مستبد ندارند و در برابر قدرت ایستادگی مردم جا زده اند. اما متحدان مرتجع آخوندی در ایران بیش از دو متحد دیگر، دچار هراس و درماندگی شده اند. اگر روسیه و چین از پشت صحنه و در محافل بین المللی در تلاش برای زمان خریدن برای رژیم اسد بودند، رژیم فاشیست آخوندی به رهبری خامنه ایی جنایتکار با اعزام نیروهای سپاه و مزدورانش که در طی سرکوب اعتراضات مردم کشورمان بسیار مهارت کسب نموده اند، در کارزار داخلی بر علیه مردم سوریه و به یاری رژیم جنایتکار و گندیده نظام بشار اسد شتافته اند.
سردار احمد وحيدي خائن در حاشيه جلسه هيات دولت در طی مصاحبه با خبرنگاری گفت:" ... ما اعتقاد داريم كه دولت و ارتش سوريه از عهده وظايفي كه در راستاي مقابله با تروريستها دارند، برميآيند. " وی ازعملیات قهرمانانه مردم سوریه به عنوان اقدامی تروريستي یاد می کند و معتقد است دولت بر حق سوريه در حال مقابله با اين گروههاي تروريستي است.
سردار مزدور دیگری مسعود جزایری، معاون ستاد کل نیروهای مسلح ایران در خصوص تحولات دمشق گفت:" ... در حال حاضر «دشمن جز اقدامات تروریستی و بمبگذاری و پروپاگاندای رسانهای»، کار دیگری از دستش بر نمیآید و این در حالی است که هنوز «دوستان سوریه» وارد عرصه مبارزه نشدهاند." این سردار مزدور که هم الان در حال انجام هدایت عملیات بر علیه مبارزات خیابانی در سوریه است، وقاحت را بدانجا رسیده که با «دوستان سوریه» که همان نیروهای مزدور سپاه قدس است، مبارزات گسترده مردم را تهدید می کند. این در حالی است که رژیم اسد و ارتش تحت رهبری وی در دقایق آخر بقاء این حکومت جنایتکار از هراس سرنگونی در خیابانهای سوریه حمام خون راه انداخته است.
در چنین شرایطی وزیر امور خارجه(علی اکبر صالحی) ایران به عنوان فردی مرتجع که از هیچ اعتبار بین المللی نیز برخوردار نیست، در جمع خبرنگاران چنین کوردلانه در مورد مبارزات مردم سوریه قضاوت می کند:" دشمنان ملت سوریه با انفجار در دمشق تصور میکردند خلایی در اداره این کشور ایجاد می شود اما شکست خوردهاند و هماکنون وضع میدانی سوریه به گونه ای است که رفته رفته ارتش بر مخالفان مسلح غلبه میکند ...و هرچند سوریه در مجموع به سمت آرامش میرود." . این ابراز نظر در حالی است که رژیم دمشق با سلاحهای سنگین به روستای «تریمسه» حمله می برد و جوی خون بهراه می اندازد. اگر اوضاع تحت کنترل ارتش مزدور است پس چرا ارتش چنان وحشت زده به چنین کشتار وحشیانه دست می زند؟! این قبیل موضع گیری های عوام فریبانه از طرف آخوند خامنه ایی، وزرا و مسئولین نظامی خائن وی، تلاشی مذبوحانه برای خلاف واقع جلوه دادن حقایق است و مصرف داخلی برای سپاهیان مزدور قدس دارد که مبادا روحیه خود را ببازند و سنگرها را ترک کنند.
آیا اوضاع سوریه از یک سال گذشته به این طرف رو به آرامش رفته است؟! یا علی رغم حمایتهای چین و روسیه و پشتیبانی های خیانت بار و نفرت انگیز رژیم آخوندی هر روز اوضاع وخیم تر شده و ناقوسهای سرنگونی اسد به صدا درآمده است؟ قضاوت را به تاریخ می سپاریم. دیر نخواهد بود آن زمانی که سرنگونی بشار اسد را مردم در منطقه جشن بگیرند!
با وجود تمامی حمایتهای متحدان اسد در سرکوب مبارزات توده های بپاخاسته در داخل کشور، مردم سوریه در سایه همدلی، یکرنگی و اتحاد برای رسیدن به یک هدف مشترک، توانستند به این مرحله از پیروزی دست یابند. اکنون مردم سوریه در مبارزات خود به قدرت اتحاد و همبستگی خویش و به نیروی مستقل توده ها برای درهم شکستن سفاکترین و مستبدین تاریخ ایمان دارند. آنان در شرایطی برای احقاق حق خود مبارزه می کنند که سازمان ملل و سایر کشورهای مدعی حمایت از حقوق بشر در مقابل کشتارهای وسیع انسانی یا سکوت کرده اند و یا به دلیل نداشتن قدرت اجرایی تنها به نظاره نشستند.
در ایران ما در طی سه دهه گذشته، رژیم جنایتکار اسلامی با فریفتن و پاشیدن بذر دشمنی در بین مردم در داخل کشور، مانع اتحاد آنان شده است. این از ویژگی بارز یک رژیم فاشیستی است. استفاده از بخشی از مردم برای مقابله با بخش دیگر! از یک طرف رژیم آخوندی آگاهانه با دامن زدن اختلافاتی مانند شیعه و سنی بودن، زبان فارسی یا ترکی، کرد و یا بلوچ بودن مانع ایجاد اتحاد و همدلی در بین مردم شده است. از طرف دیگر با فعالیتهای گسترده همواره درصدد برهم زدن صفوف مبارزاتی به اصطلاح اپوزیسیون برآمده است.
هم اکنون بذر بی اعتمادی در بین نیروهای اصیل و متعهد در خارج از کشور که دغدغه ویرانی کشور خود را دارند نیز پاشیده شده است. کمتر کسی، سخن فرد دیگری را باور دارد و حاضر به شنیدن نظرات سایرین است. در بسیاری از موارد اگر ما مجبور به بحث با فرد مخالف خود شویم، به جای خوب گوش کردن به دیدگاه مخالف در ذهن خود به دنبال واژه ایی برای انگ زدن و به اصطلاح مات کردن طرف مقابل هستیم. خوب گوش کردن یک مهارت است که بسیاری از آن بی بهره هستیم. عده ایی دست به یک حرکت می زنند و عده ایی دیگر تمام هم خود را در جهت انتقاد و به نقد کشیدن آن حرکت آماده می کنند. راستی هدف از این به اصطلاح فعالیتهای سیاسی چیست؟ در تمامی این موارد خطی که فراموش می شود، ستیز بر علیه یک دشمن مشترک است. هرکدام از گروههای سیاسی با نادیده گرفتن دیگر فعالان سیاسی، تنها به خود و هدف های انحصاری گروه خود می اندیشند. برای رژیم ملایان، این تکروی و قطبی بودن نهایت خشنودی و آرزوست. همین تکروی ها، موجب گردیده که مردم درون ایران توجهی به آنان نداشته باشند. در حالی که بسیاری از مبارزین راه آزادی چه در داخل و چه در خارج از کشور، تاکنون مشقات زیادی برای تحقق آزادی در کشورشان متحمل شده اند. بسیاری از آنان به جوخه های دار سپرده شده و بسیاری رنج زندان و تبعید را در پیشینه خود دارند.
در زمانی که سیر تحولات آبستن حوادثی بزرگ و سرنوشت ساز در منطقه است برای رسیدن به هدفی بزرگ تر و ارزشمند تر که همانا آزادی ایران است، دشمنی ها، اختلاف نظرها و مخالفت های شخصی را باید کنار گذاشت. بیاییم تمامی تلاشهای خود را در جهت به زیر کشیدن رژیم فاشیست جمهوری اسلامی یک سو نماییم. همه ما بر این باوریم که اختلاف نظر و تنوع آراء به خودی خود یک نکته بسیار مثبتی است که می تواند در پالایش عقاید یکدیگر و در نهایت در یافتن راه حل های کاربردی و عملی راه گشا باشد. بیاییم برپایه این باور ارزشمند که مارا به دموکراسی سوق خواهد داد، راهکارهای عملی برای تحقق اتحاد و همبستگی را بیابیم.
با امید به همبستگی و همسویی بیشتر با مبارزات مستقل مردم ایران!
هم اکنون کشورهای هم دست بشار اسد مانند روسیه، چین، و حتی ایران نیز امیدی به نجات این رژیم مستبد ندارند و در برابر قدرت ایستادگی مردم جا زده اند. اما متحدان مرتجع آخوندی در ایران بیش از دو متحد دیگر، دچار هراس و درماندگی شده اند. اگر روسیه و چین از پشت صحنه و در محافل بین المللی در تلاش برای زمان خریدن برای رژیم اسد بودند، رژیم فاشیست آخوندی به رهبری خامنه ایی جنایتکار با اعزام نیروهای سپاه و مزدورانش که در طی سرکوب اعتراضات مردم کشورمان بسیار مهارت کسب نموده اند، در کارزار داخلی بر علیه مردم سوریه و به یاری رژیم جنایتکار و گندیده نظام بشار اسد شتافته اند.
سردار احمد وحيدي خائن در حاشيه جلسه هيات دولت در طی مصاحبه با خبرنگاری گفت:" ... ما اعتقاد داريم كه دولت و ارتش سوريه از عهده وظايفي كه در راستاي مقابله با تروريستها دارند، برميآيند. " وی ازعملیات قهرمانانه مردم سوریه به عنوان اقدامی تروريستي یاد می کند و معتقد است دولت بر حق سوريه در حال مقابله با اين گروههاي تروريستي است.
سردار مزدور دیگری مسعود جزایری، معاون ستاد کل نیروهای مسلح ایران در خصوص تحولات دمشق گفت:" ... در حال حاضر «دشمن جز اقدامات تروریستی و بمبگذاری و پروپاگاندای رسانهای»، کار دیگری از دستش بر نمیآید و این در حالی است که هنوز «دوستان سوریه» وارد عرصه مبارزه نشدهاند." این سردار مزدور که هم الان در حال انجام هدایت عملیات بر علیه مبارزات خیابانی در سوریه است، وقاحت را بدانجا رسیده که با «دوستان سوریه» که همان نیروهای مزدور سپاه قدس است، مبارزات گسترده مردم را تهدید می کند. این در حالی است که رژیم اسد و ارتش تحت رهبری وی در دقایق آخر بقاء این حکومت جنایتکار از هراس سرنگونی در خیابانهای سوریه حمام خون راه انداخته است.
در چنین شرایطی وزیر امور خارجه(علی اکبر صالحی) ایران به عنوان فردی مرتجع که از هیچ اعتبار بین المللی نیز برخوردار نیست، در جمع خبرنگاران چنین کوردلانه در مورد مبارزات مردم سوریه قضاوت می کند:" دشمنان ملت سوریه با انفجار در دمشق تصور میکردند خلایی در اداره این کشور ایجاد می شود اما شکست خوردهاند و هماکنون وضع میدانی سوریه به گونه ای است که رفته رفته ارتش بر مخالفان مسلح غلبه میکند ...و هرچند سوریه در مجموع به سمت آرامش میرود." . این ابراز نظر در حالی است که رژیم دمشق با سلاحهای سنگین به روستای «تریمسه» حمله می برد و جوی خون بهراه می اندازد. اگر اوضاع تحت کنترل ارتش مزدور است پس چرا ارتش چنان وحشت زده به چنین کشتار وحشیانه دست می زند؟! این قبیل موضع گیری های عوام فریبانه از طرف آخوند خامنه ایی، وزرا و مسئولین نظامی خائن وی، تلاشی مذبوحانه برای خلاف واقع جلوه دادن حقایق است و مصرف داخلی برای سپاهیان مزدور قدس دارد که مبادا روحیه خود را ببازند و سنگرها را ترک کنند.
آیا اوضاع سوریه از یک سال گذشته به این طرف رو به آرامش رفته است؟! یا علی رغم حمایتهای چین و روسیه و پشتیبانی های خیانت بار و نفرت انگیز رژیم آخوندی هر روز اوضاع وخیم تر شده و ناقوسهای سرنگونی اسد به صدا درآمده است؟ قضاوت را به تاریخ می سپاریم. دیر نخواهد بود آن زمانی که سرنگونی بشار اسد را مردم در منطقه جشن بگیرند!
با وجود تمامی حمایتهای متحدان اسد در سرکوب مبارزات توده های بپاخاسته در داخل کشور، مردم سوریه در سایه همدلی، یکرنگی و اتحاد برای رسیدن به یک هدف مشترک، توانستند به این مرحله از پیروزی دست یابند. اکنون مردم سوریه در مبارزات خود به قدرت اتحاد و همبستگی خویش و به نیروی مستقل توده ها برای درهم شکستن سفاکترین و مستبدین تاریخ ایمان دارند. آنان در شرایطی برای احقاق حق خود مبارزه می کنند که سازمان ملل و سایر کشورهای مدعی حمایت از حقوق بشر در مقابل کشتارهای وسیع انسانی یا سکوت کرده اند و یا به دلیل نداشتن قدرت اجرایی تنها به نظاره نشستند.
در ایران ما در طی سه دهه گذشته، رژیم جنایتکار اسلامی با فریفتن و پاشیدن بذر دشمنی در بین مردم در داخل کشور، مانع اتحاد آنان شده است. این از ویژگی بارز یک رژیم فاشیستی است. استفاده از بخشی از مردم برای مقابله با بخش دیگر! از یک طرف رژیم آخوندی آگاهانه با دامن زدن اختلافاتی مانند شیعه و سنی بودن، زبان فارسی یا ترکی، کرد و یا بلوچ بودن مانع ایجاد اتحاد و همدلی در بین مردم شده است. از طرف دیگر با فعالیتهای گسترده همواره درصدد برهم زدن صفوف مبارزاتی به اصطلاح اپوزیسیون برآمده است.
هم اکنون بذر بی اعتمادی در بین نیروهای اصیل و متعهد در خارج از کشور که دغدغه ویرانی کشور خود را دارند نیز پاشیده شده است. کمتر کسی، سخن فرد دیگری را باور دارد و حاضر به شنیدن نظرات سایرین است. در بسیاری از موارد اگر ما مجبور به بحث با فرد مخالف خود شویم، به جای خوب گوش کردن به دیدگاه مخالف در ذهن خود به دنبال واژه ایی برای انگ زدن و به اصطلاح مات کردن طرف مقابل هستیم. خوب گوش کردن یک مهارت است که بسیاری از آن بی بهره هستیم. عده ایی دست به یک حرکت می زنند و عده ایی دیگر تمام هم خود را در جهت انتقاد و به نقد کشیدن آن حرکت آماده می کنند. راستی هدف از این به اصطلاح فعالیتهای سیاسی چیست؟ در تمامی این موارد خطی که فراموش می شود، ستیز بر علیه یک دشمن مشترک است. هرکدام از گروههای سیاسی با نادیده گرفتن دیگر فعالان سیاسی، تنها به خود و هدف های انحصاری گروه خود می اندیشند. برای رژیم ملایان، این تکروی و قطبی بودن نهایت خشنودی و آرزوست. همین تکروی ها، موجب گردیده که مردم درون ایران توجهی به آنان نداشته باشند. در حالی که بسیاری از مبارزین راه آزادی چه در داخل و چه در خارج از کشور، تاکنون مشقات زیادی برای تحقق آزادی در کشورشان متحمل شده اند. بسیاری از آنان به جوخه های دار سپرده شده و بسیاری رنج زندان و تبعید را در پیشینه خود دارند.
در زمانی که سیر تحولات آبستن حوادثی بزرگ و سرنوشت ساز در منطقه است برای رسیدن به هدفی بزرگ تر و ارزشمند تر که همانا آزادی ایران است، دشمنی ها، اختلاف نظرها و مخالفت های شخصی را باید کنار گذاشت. بیاییم تمامی تلاشهای خود را در جهت به زیر کشیدن رژیم فاشیست جمهوری اسلامی یک سو نماییم. همه ما بر این باوریم که اختلاف نظر و تنوع آراء به خودی خود یک نکته بسیار مثبتی است که می تواند در پالایش عقاید یکدیگر و در نهایت در یافتن راه حل های کاربردی و عملی راه گشا باشد. بیاییم برپایه این باور ارزشمند که مارا به دموکراسی سوق خواهد داد، راهکارهای عملی برای تحقق اتحاد و همبستگی را بیابیم.
با امید به همبستگی و همسویی بیشتر با مبارزات مستقل مردم ایران!
August 2012 ن- واقعی

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر