محیط زیست را چه
کسانی تخریب می کنند؟!
این روزها در اغلب
روزنامه ها و رسانه های گروهی داخل و خارج ایران، مرتب اخبار مربوط به به پخش و انتشار جنایات
“انسان” بر طبیعت و بر علیه حیوانات
مشاهده می شود. گویا که این انسانها هستند که جنایت می کنند و دست به تخریب محیط
زیست می زنند! آیا براستی “مردم علت به خطر افتادن محیط زیست هستند”؟! آیا با ایجاد حس مسئولیت فردی بیشتر در افراد،
می توان مانع بحرانهای محیط زیستی شد؟! چه عواملی در تخریب ویرانگر محیط زیست نقش
موثر ایفا می کند؟!.
تاکنون سیزده
نمایشگاه بینالمللی محیط زیست، در ایران برگزار شده است. در سراسر کشورهای سرمایه
داری، هر ساله هزاران کنفرانس، سمینار و نمایشگاه توسط دولتهای سرمایه داری بدون
دستیابی به یک راه حل برگزار می گردد. در این
نمایشگاهها بسیاری از شرکتهای داخلی و
خارجی به عرضه آخرین تکنولوژیهای پیشرفته در زمینه محیط زیست می پردازند. نتایج
کاربردی این نمایشگاهها چه بوده است؟! آیا علت این که در تمامی نقاط جهان، محیط
زیست در حال نابودی است، فقدان تکنولوژی های پیشرفته در زمینه محیط زیست است؟!
اغلب محققان و متخصصان تکنولوژیک در
حوزه محیط زیست، جایگزینی منابع انرژی طبیعی دیگر مانند باد، آب و سوخت گیاهی را
به جای انرژی منابع سوخت فسیلی پیشنهاد می کنند. این راه حل به نظر بسیار ساده و
قابل اجرا می آید. ولی در یک سیستم سرمایه داری که مسایل مربوط به انسانها از جمله
نوع و چگونگی استفاده از انرژی آنان، تنها در جهت تامین منافع صاحبان قدرت و
سرمایه قرار دارد، اجرای چنین طرحهایی
هیچگاه مورد استقبال قرار نمی گیرد.
دیر زمانی است که بشر توانسته انرژیهایی مفید که به حال محیط
زیست مضر نیست، شناسایی کند. اما بهره
برداری از این نوع انرژی ها به این دلیل که برای سرمایه داری سودی در بر ندارد،
هیچگاه به طور جدی در هیچ یک از کشورهای سرمایه داری انجام نپذیرفته است. ایران نیز از این امر
مستثنی نبوده است.
یکی از مهمترین چالشهای قرن بیست و یکم ، تخریب محیط
زیست است. در واقع تخریب محیط زیست از عواقب ساختار سیاسی و اقتصادی سیستمهایی با
ماهیت سرمایه داری است. تمامی زیرساخت های یک کشور به شدت تخریب می شود تا اهداف
منفعت طلبانه سرمایه داری که همانا صرف سرمایه کمتر و سود بیشتر است، متحقق گردد.
نابودی جنگلها، تاراج زمین به قصد غارت منابع زیرزمینی یک کشور، مشتی است نمونه
خروار از تخریب محیط زیست از سوی صاحبان سرمایه و قدرت در تمامی سیستمهای سرمایه
داری!
رسانه های حکومتی در کشورهای سرمایه داری، برای پنهان نمودن
نقش خود در تخریب منابع زمینی و محیط زیست، همواره در تلاشند حقایق را وارونه جلوه
دهند. آنان با مقصر جلوه دادن انسانها و بزرگنمایی در نشان دادن بی مسئولیتی آنان
نسبت به محیط زیست ، قصد فریب اذهان عمومی و به انحراف کشاندن اعتراضات مستقل
مدافعین محیط زیست و حیوانات را دارند.
آلودگی خاک،
آلودگی هوا، نابودی جنگل ها و تالاب ها و همچنين بهره برداری نامعقول و غیرعلمی از
ميراث طبيعی، ایران را در زمره ی اولين تخريب کنندگان محيط زيست قرار داده است.
این روند سریع نابودی منابع عظیم زیست محیطی اعتراضات کوشندگان محیط زیست و
کارشناسان این عرصه را به دنبال داشته است. اما غالب این اعتراضات از سوی مراجع ذیربط نادیده
انگاشته شده و در بسیاری از موارد خود معترضین توسط رژیم سرکوب شده اند.
ریختن مواد زائد
در طبیعت، ساخت پادگان و مراکز نظامی، ساخت مجموعه های اداری و مسکونی، تصرف زمین های منابع طبیعی و حفاظت شده و فروش آن ها(زمین خواری)، برداشت چوب، و قتل جنگلبانان و محیط بانان از جمله
اقدامات تخریبی است که بر سر محیط زیست ایران سایه افکنده است.
افزایش آلودگیها، نابودی دریاچه ارومیه و تالابها، سقوط ۳۶ پلهای جهانی ایران ،هجوم ریزگردها
به آسمان اغلب شهرهای غربی، جنوبی و مرکزی ایران از جمله رویدادهای زیستمحیطی است
که در ایران روبه افزایش است. ریزگردها
برای سلامتی انسان خطرناکتشخیص داده شدهاند و میتوانند باعث انواع بیماریها،
از جمله بیماریهای تنفسی شوند.
میزان ذرات گرد و غبار موجود در هوا در برخی از شهرهای ایران چنان افزایش یافته است که چند شهر کشور از جمله شهر اهواز در رده آلودهترین شهرهای دنیا قرار گرفته اند. ایست قلبی ناشی از آلودگی هوا، روزانه در شهرای بزرگ ایران قربانی می گیرد.
میزان ذرات گرد و غبار موجود در هوا در برخی از شهرهای ایران چنان افزایش یافته است که چند شهر کشور از جمله شهر اهواز در رده آلودهترین شهرهای دنیا قرار گرفته اند. ایست قلبی ناشی از آلودگی هوا، روزانه در شهرای بزرگ ایران قربانی می گیرد.
هم اکنون پدیده خشکسالی، گسترش بیابانزایی، مرگ تالابها ،
نشست زمین به دلیل افت سطح آب زیرزمینی، متروكه شدن
روستاها، تهديد و تحديد تنوع زيستی، آلودگی هوا و تغيير اقليم، از فجایعی است که محیط زیست ایران دامنگیر آن
است. به دلیل ورود مستقیم پسابهای بخش صنعت، کشاورزی و شرب به داخل آبهای سطحی و
زیرزمینی، آب رودخانهی دائمی ما دیگر حتی برای وحوش قابل استفاده نیست.
افزایش قیمت مواد غذایی به دلیل
خشکسالی، کمبود آب، کاهش حاصلخیزی زمین، تغییرات شدید آب و هوایی و فجایع انسانی
در نتیجه زلزله، توفان و سیل همگی بر دوش زحمتکشان و تهیدستان سنگینی می کند. گرم
شدن زمین یکی از دلایل اصلی خشکسالی و قحطی است. این امر تآثیر مستقیمی بر وضعیت
معیشتی زحمتکشان دارد.
مواردی همچون احداث تونل( تهران- شمال) به قیمت قطع بسیاری
از درختان جنگلها( جنگل گلستان)، سدسازی های نابخردانه(سد کارون 1تا 5، سد بازفت،
دز، کرخه، گتوند و مسجد سلیمان) که نه سودی برای کشاورزی مناطق مربوطه دارد و نه
مفید به حال محیط زیست آن می باشد، ساخت و راهاندازی تأسيسات پتروشيمی و صنعتی (
تالاب صوفيكم استان گلستان ) و غیره، مؤلفههای بسیار نگرانکنندهای از وضعیت نامطلوب محیط
زیست ایران است.
انتشار ویدئوکلیپهای تکاندهنده بر
روی برخی از وبسایتهای زیستمحیطی ایران، برای مقابله با گسترش فرهنگ حیوانآزاری
و بیداری وجدان انسانی و یادآوری مسئولیت
انسان در برابر طبیعت، تاکنون زیاد با اقبال روبرو نبوده است. چرا که نارسایی و
ضعف قوانین در حمایت از حقوق حیوانات، همچنان برقرار است. باید
برای این قوانین چاره ایی اندیشید. ولی چنین امری در یک سیستم سرمایه داری هیچگاه
مورد توجه قرار نمی گیرد.
اقدامات حداقلی و نمایش مانند ممنوعیت
استفاده از ماده سمی آزبست در مصالح
ساختمانی و یا اهدای جایزه به یک مستند زیستمحیطی به نام "در جستجوی پلنگ ایرانی" در
جشنواره فجر نیز چندان راهگشا نیست. این تنها اقدامی نمایشی است که اهداف سیاسی
خاصی را دنبال می کند.
وارد کردن نام دو تالاب چغاخور
بلداجی و کانی برازان در سیاهه کنوانسیون رامسر،
در حالی که تالابهایی همچون گاوخونی، بختگان، ارژن، پریشان، آجیگل و
تالابهای سهگانه هامون تالابهای شادگان، هورالعظیم، هویزه و هورالحمار مسیر خشکی و نابودی را طی می کنند، درمان موردی
است.
برای فاجعه زیست محیطی در این ابعاد
باید چاره کار را در حذف سیستم سرمایه
داری جستجو کرد. سرمایه داری به موازات بهره کشی از انسان به بهره کشی از طبیعت دست می زند. آلودگی
محیط زیست منجر به اعتراض و مقاومت مردم در مقابل دولت میشود، اعتراض مردم هم
توسط حکومت خودکامه و ستمگر با سرکوب روبرو میشود.
بنابراین مبارزه بر علیه غارت و چپاول منابع طبیعی که توسط
سیستم سرمایه داری انجام می گیرد، همواره در راستای مبارزات طبقاتی قرار داشته
است. به دلایل گوناگون از جمله فقدان
دیدگاه علمی در برخورد به موضوع حفظ محیط
زیست و عدم شناخت از ارتباط آن با منافع
سرمایه داری، سبب گشته است که از طرفی اساساً اهمیت حفظ محیط زیست مورد غفلت قرار
گیرد و از طرف دیگر علت اصلی تخریب محیط زیست که ناشی از سودجویی سیستم سرمایه
دارای است، نادیده انگاشته شود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر